بازدید : مرتبه
تاریخ : پنجشنبه دوم مرداد 1393
سلام...ازتون راهنمایی میخوام.من دختر 24 ساله ای هستم مادر یکی از اقوام دور مادریم از من برای پسرش غیر رسمی خاستگاری کرده.این آقا موقعیت خوبی دارن هم پزشک هستند و هم از نظر مالی و اجتماعی در سطح بالایی هستند.مشکل من با این آقا اینه که اصلا بهشون تمایل ندارم واقعا ازش خوشم نمیاد و به دلم نمیشینه.مادرم خیلی اصرار دارن که این وصلت سر بگیره و همش نصیحت میکنه که بهتر از این نیست و....الان این اقا رفتند هلند و وقتی برگشت قراره رسما بیان خاستگاری.من خیلی سردرگم ام.اگه اینقدر موقعیتش خوب نبود ومادرم اصرار نمیکرد من خیلی راحت جوابشون میکردم..لطفا کمکم کنید راحتتر تصمیم بگیرم چیزی تا برگشتنش نمونده



به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
پاسخگو: امین کارشناس پاسخگو
بازدید : مرتبه
تاریخ : پنجشنبه دوم مرداد 1393

سلام
من بیش از2ساله باپسری به قصدازدواج دوست شدم ولی چون برای خاستگاری اقدام نکرد و 2سال بیشترمشکلاتش حل نشده منم کمی بهش دربعضی موارد شک کردم و الان باهاش قطع رابطه کردم.
آدم بسیار تنهایی ه.هیچکسو نداره.حالااینا باعث شده که احساس عذاب وجدان میکنم.
متاسفانه دیر متوجه شدم که ماازنظر منطقی و عقلی مناسب هم نیستیم.
عذاب وجدان دارم. میخاستم بدونم آیا با جداشدنم ازش و دل شکسته شدنش گناه کردم؟کار بدی کردم؟

ازطرفی میترسم نکنه آینده پشیمون بشم که ازش جداشدم.

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید




به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
پاسخگو: امین کارشناس پاسخگو
بازدید : مرتبه
تاریخ : پنجشنبه دوم مرداد 1393
با عرض سلام و خسته نباشید.
دختری هستم 24ساله كه درسن 18 سالگی برخلاف میل پدرومادرم باپسری كه یك سال ازمن بزرگتربودازدواج كردم.ما3سال ونیم نامزدبودیم.اوایل نامزدی،خانواده ی شوهرم اذیتم میكردندمن كه نمیتوانستم حرفی بزنم مدام باشوهرم بحث میكردم.همین رفتارم باعث شدكه ازمن دور شه وكم كم پای زن دیگری به زندگی من بازشه.یك سال ازنامزدیمان نگذشته بودكه فهمیدم بدختری درارتباط است.یعنی توی گوشیش اس ام اسشودیده بودم .باهاش درمیان گذاشتم ولی منكر شد.حتی پیامكشم نشون می دادم ولی می گفت من نفرستادم ودادو بیدادمیكرد.ایشون وقتی متوجه میشدمن فهمیدم دیگربااون دخترحرف نمیزدومیرفت سراغ كسی دیگر.
شبیه این موضوع7باردر سه سال اول نامزدیمون بادختران متفاوت اتفاق افتاد.كه همه آنهارا منكرمی شدومیگفت به من تهمت میزنی،من هم كه خودم علاقه به این وصلت داشتم نمیتوانستم حرفی بزنم و محكوم بودم به گذشت های اجباری.حتی ی بار اونوتوپارك بادختری دیدمش ولی خیلی راحت گفت من كه تو رو دوس ندارم.حرفش منوخیلی آزاردادومن هم این موضوع رو باخانواده خودم وایشون درمیان گذاشتم وبه واسطه ی آنهابه من قول دادكه دیگرتكرارنشود.ولی ...



به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
پاسخگو: امین کارشناس پاسخگو
بازدید : مرتبه
تاریخ : پنجشنبه دوم مرداد 1393

سلام
خواستم دوستان و کارشناسان نظرشون رو درباره سوال زیر بگویند:
سوال:
«جذابیت دختر و پسر برای هم، چه میزان در مرحله انتخاب همسر اهمیت داره؟» (علی الخصوص جذاب بودن دختر برای پسر، چون خودم پسرم)

آیا میگویید جذاب بودن شرط لازمه و دختر موقع خواستگاری باید برای پسر جذاب باشه؟ (البته میدونم کافی نیست، پس نگویید)
یا میگویید جذاب بودن امری گذراست و نباید به آن اهمیت داد؟
آیا جذابیت میتواند به مرور زمان هم ایجاد شود؟

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید




به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
پاسخگو: امین کارشناس پاسخگو
بازدید : مرتبه
تاریخ : پنجشنبه دوم مرداد 1393
یکی از موهبت‌های خداوند متعال برای بشریت آفرینش همسری از جنس خود، برای انسان می‌باشد تا در کنار آن به آرامش برسد. خداوند سبحان می‌فرماید: « وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْكُنُوا إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَكُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِی ذَلِكَ لَآیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَتَفَكَّرُونَ؛ و از نشانه‏‌هاى او اینكه از [نوع‏] خودتان همسرانى براى شما آفرید تا بدانها آرام گیرید، و میان‌تان دوستى و رحمت نهاد. آرى، در این [نعمت‏] براى مردمى كه مى‏‌اندیشند قطعاً نشانه‏‌هایى است.» (روم/30) در آیه مذکور خداوند همسر شایسته را مایه آرامش و آسایش بندگان خود قلمداد کرده است، لذا در این بحث به انواع آرامش و زمان نیاز به ان خواهیم پرداخت.

انواع آرامش:

آرامش روحی: انسان در زندگی خویش با شرایط متعددی روبروست...

برای خواندن ادامه مطلب و ارسال نظر کلیک کنید



طبقه بندی: بحث و گفتگو : مشاوره خانواده، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
پاسخگو: مهدیار
بازدید : مرتبه
تاریخ : سه شنبه سی و یکم تیر 1393

سلام...

به همه چیز دارم شك می كنم ! به ایمان - به تقوا- به پاك بودن - به راستگویی - به حتی متأسفانه دین !

اهل نماز و روزه و درستكاری هم كه باشی ، ولی دور و اطراف خود را كه مینگری می بینی كه خیلی ها ، چقدر ساده به خیلی چیزها دست یافتند ، بی هیچ دغدغه ای ! جالب اینجاست كه با خیلی هاشون هم صحبت كه شوی ، چقدر ناشُكر اند ! آنوقت هست كه آدم خودش را می بیند ، به خود می گوید كه :

فُلانی ، دو داری به آب و آتیش میزنی كه به كمترین چیزها برسی و نمیرسی ! اما در مقابل تو ، خیلی ها با خط و خط بازی ها و پارتی بازی ها ، به سركار رفته اند و تشكیل زندگی داده اند ( ازدواج ) و خیلی ساده در جامعه ای كه بیان می كنیم اسلامی ست ، جلوی ما جولان می دهند ! با كمترین سواد - با كمترین تلاش- ( فقط یك رابطه كه اینها را به نان و نوا رسانده ) ! اما همچو منی كه سالهاست كه به درگاهت توكل كرده ام ، حتی دخل و خرجی برای امر ازدواج خویش ندارم ! می خواهم تشكیل زندگی دهم - میخواهم ازدواج كنم ( كیست كه از ازدواج فراری باشد ، تا دچار گُناه نشود) ! اما حیف كه ، فقر كُفر را به همراه دارد و همچون منی كه ادعا ندارم كه معصوم هستم ، اما خیلی كم سعی در خطا و اشتباه می شوم ، باید امروز بیایم و از وضع موجود خویش گِلِه كنم !

چرا باید اینطور باشد ؟! واقعاً چرا؟!

به همه چیز بدبین و سخت بین و مشكوك شده ام متأسفانه ! به نمازهایم - به گناه نكردن هایم- به راست گفتن هایم - به اینكه چرا خیلی ها كه رنگ و بویی از تلاش و ایمان و دین نبرده اند ، امروز ، چقدر راحت . . .

واقعاً خسته شدم از اینكه نمی توانم ازدواج كنم - از اینكه دوست داری خوب باشی و خوب زندگی كنی و ، بخاطر بی پولی نتوانی !

نمیدانم چه بگویم ! فقط همینكه دلم هم پُر است و هم خون ! شبها خواب ندارم و افكارم دائم مرا به شك در اعتقاداتم می برند !

ولی ... در پایان باز می گویم كه ای خدای بزرگ ، توكل بر تو ، چون تویی ارحم الراحمین ...

یا حق . . .

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید.




طبقه بندی: بحث و گفتگو : موانع ازدواج، 
برچسب ها: شک، شک به همه چیز، بدبین، ازدواج، مشاوره، مشاوره ازدواج،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
پاسخگو: عقیل مصطفوی مجد
بازدید : مرتبه
تاریخ : سه شنبه سی و یکم تیر 1393
من چن سال قبل یکی از خواستگار هامو رد کردم بعد از چند سال نمیدونم چی شد دوباره تو تماسی که با ایشون داشتم و با ایشون صحبت کردم بهشون امید واری دادم برای ازدواج - شاید از روی احساس و بچگی یا تنهایی بوده نمیدونم ولی ایشون هم خیلی خوشحال شدن ولی وقتی ایشون رو از نزدیک دیدم متوجه شدم از لحاظ ظاهری تغییر کردن طوری که دوباره نظرم عوض شد من واقعا نمیخواستم با احساس ایشون بازی کنم ولی نمیدونستم که تغییر کرده ظاهرشون وشکسته شدن  و من بیشتز از ناحیه خانواده ام میترسیدم به خاطر ظاهرش قبولش نکنن و برای همین برای بار دوم هم علیرغم امید واری که بهشون داده بودم جواب منفی دادم الان خیلی از من ناراحت هستند ولی من نمیخواستم اینجور بشه همش عذاب وجدان دارم و همه اشتباهم این بود که تصمیم گیری از روی بچگی و بدون در نظر گرفتن جوانب این کار داشتم من پشیمونم از رفتارم ولی ممکنه تاوانشو تو زندگیم ببینم؟؟؟؟ممکنه قستمت و سرنوشتم عوض شه ؟؟؟و دلش شکسته شده باشه ؟؟؟از ی طرف اگر ازش حلالیت بگیرم میدونم یه دعوا پیش میاد اصلا امکان دوباره صحبت کردن با ایشون نیس فقط باید دعا کنم ازم راضی باشه ممکنه تو زندگیم تاوانشو ببینم؟؟من نیخواستم اینجور شه شب و روز نگرانم

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید.



طبقه بندی: بحث و گفتگو : خواستگاری، 
برچسب ها: عذاب وجدان، رد خواستگار، ازدواج، قسمت، سرنوشت، حلالیت، تاوان،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
پاسخگو: عقیل مصطفوی مجد
بازدید : مرتبه
تاریخ : دوشنبه سی ام تیر 1393

سلام به دوستان عزیزم(یکی از دوستام این اتفاق براش افتاده میخوام بدونم چطوری باید راهنماییش کنم.البته به عنوان یه دوست نه مشاور)

اگه یه خانم قبل از ازدواج با پسری که دوسش داره براش مشکلاتی پیش بیاد به نظر شما این خانم باید چیکار کنه؟با در نظر گرفتن حیا و ازین حرفا

مشکلی که براش پیش اومده اینه که خانواده ی دختر و خانواده ی پسر باهم به مشکل برخوردن یه چیزی تو مایه های جروبحث و اجازه ندن این دوتا باهم ازدواج کنن.

نگید که فرار کنن چون شدنی نیست(مزاح)smiley

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید




به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
پاسخگو: امین کارشناس پاسخگو
آخرین مطالب
(تعداد کل صفحات:355)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]   [...]