مشاور ازدواج و خانواده
بازدید : مرتبه
تاریخ : جمعه پنجم شهریور 1395
مشاورین سایت ممکنه یه ذکری یه دعایی یه خوراکی یه چیزی معرفی کنین که میل جنسی رو از بین ببره؟ نمی خوام به گناه کشیده بشم. دیگه بی خیال ازدواج شدم. کاش پسر بودم. می رفتم سوریه می جنگیدم و شهید می شدم و توی وادی السلام دفن می شدم. اما حالا فقط باید بسوزم و بسازم. حتی خودکشی هم نمی تونم بکنم. چون گناه کبیره هست.
برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: میل جنسی بالا اذیتم می کنه



برچسب ها: نیاز جنسی زیاد، نیاز جنسی بالا، رفع نیاز جنسی،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: تقی زاده
بازدید : مرتبه
تاریخ : پنجشنبه چهارم شهریور 1395
با سلام خدمت کارشناسان و کاربران گرامی با گذشت حدود یکسال از ازدواجمون خانمم تمایل زیادی به رابطه جنسی ندارد و بیشتر اوقاتی که من نیاز دارم با جملاتی مثل خسته هستم و الان نمیتونم و الان فلان جام درد میکنه شونه خالی میکنه از این موضوع.بلاخره رابطه جنسی هم جزئی از زندگی و اهداف ازدواجه و منم زن گزفتم که نیازمو به صورت شرعی و حلال برطرف کم ولی ایشون درک نمیکنن. چند وقت پیش رفتیم پیش مشاور مذهبی و کلی از احادیث و روایات و آیات قرآن آورد که زن باید به نیاز زن پاسخ بده حتی در بدترین شرایط و چقدر این عمل خوب و پسندیده هست و برکات زیادی داره و نباید بیشتر از 4 روز از همبستری بگذره و ... ولی ایشون بازم تغییری نکردن و بعضا تا دو هفته هم شده که رابطه نداشتیم.....
برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: همسرم نیازهایم را برآورده نمی کند



برچسب ها: سردی رابطه، برخورد سرد در رابطه جنسی، سردی رابطه جنسی،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: تقی زاده
بازدید : مرتبه
تاریخ : چهارشنبه سوم شهریور 1395
با سلام خدمت شما...من دختری هستم 24ساله ک کارمند هستم و از نظر ظاهری در حد تقریبا خوبم با ی خانواده متوسط از نظر مالی.اما درامد خودم خوبه تو ی شهر کوچیک زندگی میکنم ولی فقط ی برادر معتاد دارم. الان پسر دایی بنده خاستگارم میباشد ایشان دیپلمه و شغل ازادی هستند و 25ساله. مشکلی ک وجود داره اینکه بنده پدر و مادرم باهم دختر عمو پسر عمو هستن و خوب منم اگ با پسردایم ازدواج کنم خب تشابه ژنی بیشتر میشه و احتمال خطر بیشتر میشه مورد دوم اینه ک از نظر هیکل از من ریزه ترن البته هم قدیم اما ریزتره. مورد سوم اینه ک من دوست دارم با همسرم از نظر تحصیل حداقل توی ی سطح باشم الانم از طرف خانواده تحت فشار.....
برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: می ترسم تشابه ژنی پیش بیاید



برچسب ها: آزمایش خون، ترس از آزمایش خون، آزمایش ژنتیک،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: تقی زاده
بازدید : مرتبه
تاریخ : سه شنبه دوم شهریور 1395
سلام من نمیدونم دیگه واقعا چیکار کنم تو یه سالو نیم نامزدی اصلا یه ذره کیف نکردم متاسفانه فعلا نمیتونیم عروسی بگیریم ما مال دوشهر مختلف و نزدیک به همییم شوهرم میگه کلا پیش من باش میگم نمیتونم نامزدیم بابا مامان میگن چقد اونجایی بیا میگه من شوهرتم وقتی مسئولست همه چیت بامنه باید پیش من باشی هفته قبل با پدرم جروبحثمون شد متاسفانه پدر من اصلا احترام نمیدونه چیه پیش شوهرم هرچی خواست گفت میگه تو ازش میترسی اصلا اینجا نمیای یک ماهه الان یسره اونجایی با صدای بلند با حالت عصبانی حتی به قصد کتک من اومد جلو شوهرم بیچاره هیچی نگفت من یسره پیش شوهرم اون شبو تا صبح گریه کردم....
برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: از نامزدم اصرار از پدرم انکار



برچسب ها: مخالفت پدر، مخالفت خانواده،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: تقی زاده
بازدید : مرتبه
تاریخ : جمعه بیست و نهم مرداد 1395
با سلام خدمت شما.من دختری 22 سال کارشناسی مهندسی پزشکی وفرزند اول هستم.دوتا برادر کوچکتر از خودم دارم که برادر بزرگترم که 11 سال سن دارد که به علت نرسیدن اکسیژن کافی وزودتر ازموعد به دنبا آمدن دچار معلولیت ذهنی وجسمی شدیدی شدند که این بیماری نه ارثی ونه مادرزادی است وخانواده ام هزینه هاو وقت های زیادی برای درمانش صرف کردند.برادر کوچکترم سالم ودوست داشتنی است.من در یک منظقه ی کوچکی زندگی میکنم و چون اکثرا میدانند این چنین برادری دارم خیلی کم پیش میاید که خواستگار داشته باشم اگرم داشته باشم از یک جاهای دیگر به غیر از منطقه ی خودمون هستند....
برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: ترس از ازدواج به خاطر معلولیت برادر



برچسب ها: ترس از ازدواج، معلولیت، معلولیت و ازدواج، معلول بودن اعضای خانواده و ازدواج،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: تقی زاده
(تعداد کل صفحات:845)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]   [...]