مشاور ازدواج و خانواده
مشاوره آنلاین،روزهای زوج ساعت 18 بقیه ایام ساعت ده صبح .
بازدید : مرتبه
تاریخ : چهارشنبه هفتم مرداد 1394
سلام.ممنون ک وقت میزارین.من چند وقتیه با ی آقایی آشنا شدم ک ب دلایلی خانوادم قبول نمیکنن. اون آقا علاقه خیلی زیادی بهن داره و من اینو کاملا متوجه شدم.از طرف دیگه دوستم میگه من از نظر خانوادگی و شخصیتی ازش سر تر هستم..این آقا پسر خیلی مهربونیه البته یکم زود جوشه ولی سریع خاموش میشه.بعضی وقتا بی ادبه.پسر با غیرتیه و همیشه مراقبمه.نماز خونه .چند سال درس طلبگی خونده.در این بین یک پسر دیگه هم بهم ابراز علاقه کرده ک از نظر خانوادگی و تربیتی بسیار بهم نزدیک هستیم.الان بین دو راهی موندم ک چیکار کنم.از طرفی این پسر منو خیلی دوست داره و بهم محبت کرده و من عذاب وجدات میگیرم ک ولش کنم از طرفی خانوادم راغب نیستن.خودمم مطمعن نیستم ک حتما باهاش خوشبخت میشم.چیکار کنم ؟ کمکم کنین
برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: میگن من از او سرترم!



برچسب ها: مخالفت خانواده، شوهر زودجوش، خواستگار مهربون، سرتر بودن دختر از پسر،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: علی ملک
بازدید : مرتبه
تاریخ : سه شنبه ششم مرداد 1394
با سلام بنده پسری هستم سی و اندی ساله که در یک خانواده مذهبی بزرگ شدم. از همون ابتدا ارزشهای خانوادگی ما رو از دوستی با جنس مخالف منع میکرد و بهترین راه رو برای رابطه با جنس مخالف ازدواج و اون هم از طریق خانواده میدونست و نه دوستی. به همین دلیل و دلایل متعدد دیگه از جمله داشتن دوستان مذهبی و تفکر دینی کمال گرا هیچ گاه سراغ دوستی نرفتم. به مرور زمان و با ورود به سن جوانی الگوهای فکری من کمی با خانواده متفاوت شد اما همچنان بنیان تفکر مذهبی در من وجود داشت. شاید بشه گفت که یک مذهبی کمی مدرن شده بودم. اما با این حال هنوز هم نمیتونستم سراغ رابطه با جنس مخالف برم. انگار که تابوی اعتقادی منع رابطه با جنس مخالف که متاثر از فرهنگ خانوادگی بود ، در من تبدیل به یک عادت و الگوی رفتاری ناخوداگاه شده بود. به تدریج خانواده برای ازدواج گزینه هایی رو پیشنهاد میکردن. اما مشکلات کم کم خودنمایی کردن. مهمترینشون این بود که گزینهای اونها به هیچ وجه نظر من رو جلب نمیکرد. بعضا احساس میکردم که اونها فقط متناسب با خواست و نظر خودشون برای من دنبال همسر میگردن و نه خواست من. و طبعا من هم زیر بار نمیرفتم. این اختلافات به مرور زیاد و زیاد تر شد تا اینکه الان اصلا هیچ اقدامی برای ازدواج نمیکنن. یادمه قدیم تر ها که با دوستان به اصطلاح روشنفکر تر بحث میکردیم و از من ایراد میگرفتن که چرا خودت کسی رو انتخاب نمیکنی و از طریق دوستی یا غیر دوستی ازدواج نمیکنی، به شدت موضع میگرفتم که خانواده بهترین انتخاب رو انجام میدن و همه چیز رو به اونها باید واگذار کرد. اما الان احساس میکنم اشتباه کردم. احساس میکنم رکب خوردم. من موقعیتهایی مثل دانشگاه یا محل کار رو داشتم که میتونستم استفاده کنم و خودم برای خودم کاری کنم. اما بر اساس تصوری که از محوریت خانواده در مساله ازدواج داشتم نکردم. الان بسیار پشیمونم و ناراحت. وقتی به خواهرم میگم که معیارهای من برای ازدواج اینهاست و بر این اساس کسی رو پیدا کن ، جواب میده که از کجا پیدا کنم. و این یعنی تیر خلاص. اگر نخام یکطرفه قضاوت کنم باید بگم که مشکل بیکاری من در مقطعی شاید باعث از دست رفتن گزینه هایی شد یا شاید نگاه کمی متفاوت من به مسایل مذهبی باعث میشد که نتونیم به یک نگاه کاملا مشترک برسیم اما ...
برای دیدن ادامه مطلب و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: آدم مجرد مثل بمب ساعتی است



برچسب ها: محور بودن خانواده در انتخاب همسر، ازدواج از طریق دوستی، مشکلات ازدواج، از دست دادن موقعی های ازدواج،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: علی ملک
بازدید : مرتبه
تاریخ : دوشنبه پنجم مرداد 1394
من دو ماه پیش با پسری از اهالی شهر که فامیل دورمان هم هست نامزد شده ام. اوایل حسم به او بد نبود اما در حال حاضر هیچ علاقه ای به دیدنش ندارم. جواب تماس ها و پیام هایش را با بی علاقگی می دهم. او کار خاصی نکرده که علت تغییر احساس من باشد و من علت تغییر احساساتم را نمیدانم. پسر خیلی خوبیست ، به من هم علاقه ی زیادی دارد و خانواده ی خوبی هم دارد. نمیدانم چه کار کنم. حتی حوصله اش را هم ندارم و خودش هم کامل احساس مرا می فهمد. دو روز به من مهلت داده تا تصمیم نهایی خود را بگیرم. مانده ام چه کار کنم. هم پسر خیلی خوبیست که همه اورا تایید میکنند هم من علاقه ای به او ندارم. ایا اگر صبر کنم همه چیز درست می شود؟ یا رابطه را تمام کنم؟
برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: نامزدیم را به هم بزنم یا نه؟



برچسب ها: بهم زدن ازدواج به خاطر نداشتن علاقه، بهم زدن نامزدی، راه های ایجاد علاقه،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: علی ملک
بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه چهارم مرداد 1394
سلام.
من پسرم و 23سالمه خیلی فردی حساس ;زودرنج; کم حوصله;بدبین;پول دوست و البته خوش سفر و تقریبا خوش اخلاق و تقریبا خیلی مذهبی من مدتی هست که تصمیم به ازدواج گرفتم اما سر دوراهی گیر کردم چون از طرفی دختر عمه من که 17سالش هست و تقریبا از لحاظ اخلاقی;سلیقه; اعتقاد و... خوبه و شناخته شده هست ولی از لحاظ اقتصادی خیلی نسبت به خانواده ما ضعیف هستن از همین رو هم من و هم خانوادم به این موضوع(از لحاظ اختلاف اقتصادی و مالی)حساسیت نشون میدیم اما از یکطرف چون من فردی حساس و زودرنج و بدبینم میترسم که به خواستگاری دختر غریبه ای برم که از لحاظ مالی خوب باشن ولی شناخت کافی نسبت به اخلاق اون دختر نداشته باشم و میترسم که مشکلی داشته باشه و در اینده برام مشکل ایجاد کنه چون همینطور که گفتم من فردی حساس و زودرنجم.فقط بخاط حرفای مردم که بعد ازدولج بپرسن مثلا پدرخانومت چیکارس یا چقدر سرمایه داره داریم رو این موضوع حساسیت نشون میدیم حال عاجزانه از شما کارشناس عزیز خواهش میکنم که مشاوره دقیقی به بنده داده و من رو از این دو راهی دربیاورید.
برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: فردی بدبین و زود رنجم!



برچسب ها: ازدواج با فامیل، ازدواج با غریبه، ترس از ازدواج با غریبه، ازدواج با فامیل فقیر،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: علی ملک
بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه بیست و هشتم تیر 1394
سلام پسری هستم 29 ساله چند ماه قبل به پیشنهاد دوستم با یکی از دخترای فامیلش آشنا شدم برا ازدواج دو جلسه صحبت کردیم قرار شد خانواده ها در جریان قرار بگیرن اما این خانم از طریق دوستش با یکی از این شبکه های اجتماعی قصد امتحان کردن منو داشتند که منم از قضا اصلا جدی نگرفتم و برخورد خوبی نداشتم و خودمو خراب کردم و همه چیز بهم خورد الان خیلی پشیمونم از دوستمم خجالت می کشم از اون موقع خیلی بهم ریختم خانواده ام خیلی منو تحت فشار میزارن اما من به دختر دیگه ای نمی تونم فکر کنم از طرفیم این خانم حاضر نمیشه یه فرصت دیگه بده من خیلی پشیمونم و عذاب وجدان دارم
برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: امتحان در فضای مجازی



برچسب ها: دختره منو امتحان کرد، دختر منو تو شبکه مجازی امتحان کرد، بهش علاقه دارم ولی قبول نمی کنه،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: علی ملک
بازدید : مرتبه
تاریخ : شنبه بیست و هفتم تیر 1394
سلام سه و سال نیم از زندگی مشترکم با همسرم می گذرد . اکنون کارمان به دادگاه کشیده شده است . و ایشان مطالبه مهریه و طلا و جهیزیه را نموده است . مهریه 19.5 مقال طلا . جهیزیه و طلا هرکدام پنج میلیون توماناست .
البته این سه مورد حق همسرم است و میتواند حالا نقدی یا قسطی بگیرد از من .
سوالم این است که بنده با هزارتا قرض و قوله و فروختن ماشین و از جمله فروختن 5 میلیون طلای همسرم توانستم خونه ای 45 متری بخرم . و خونه ششدانگ به نام خودم است . البته بعد از یکسال دو میلیون تومان طلا برایش خریدم و من فقطه سه میلیون تومان طلا به او بدهکارم .
اکنون از طریق دادگاه برایم اظهار نامه فرستاده که من سوء استفاده کرده ام و سه دانگ از اون خونه مال ایشان است و من طلاهایش را فروخته ام . البته ه هیچ عنوان این صدق ندارد و مطلبی تعهدی دست خطی یا شاهدی که آره من سه دانگ از این خونه فسقلی را به نام همسرم میکنم نبوده و نیست . آیا  همسرم میتواند  با این حرفها سه دانگ از این خونه فسقلی که با بدبختی خریده ام را تصرف کند ؟ خلی ضروریه لطفا زود جوابم را بدهید . خداخیرت دهد .
برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: ادعای زنم برای گرفتن سه دانگ خونه



برچسب ها: همسرم خونمو می خواد، میخوام طلاق بگیرم، همسرم درخواست طلاق داده،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: علی ملک
آخرین مطالب
(تعداد کل صفحات:595)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]   [...]