مشاور ازدواج و خانواده
مشاوره آنلاین،روزهای زوج ساعت 18 بقیه ایام ساعت ده صبح .
بازدید : مرتبه
تاریخ : پنجشنبه هفتم خرداد 1394
سلام 
دختری هستم ٢٠ساله مدت ٧ ماه توی دنیای مجازی با پسری آشنا شدم  ٢٢  ساله و با توجه اینكه هر دومون تو یك كشور نیستیم و نمیتونیم از نزدیك ببینیم هم دیگر توی این ٧ ماه با هم خیلی حرف زدیم چه تصویری و چه صدا ولی كاملا در چارچوب شرع به طوری كه من كمی از خانواده شون و دوستاش اطلاعاتی دارم و همچنین درباره ی خانواده ی من هم میدونن بعد از اینكه آشنا شدیم به من ابراز علاقه كردن و گفتن به فكر ازدواج هستن با من 
فقط به خاطر نامشخص بودن وضعیت زندگی و همچنین نمیتونن به خانواده بگن كه با دختری اونم توی فضای مجازی آشنا شدن  به خانواده چیزی نگفتن و یكم زمان میبره تا گفتنش
میخواستم بدونم آیا واقعا قصد فریب منو دارن و میخوان همینطور یه دوستیه اینترنتی داشته باشه 
با توجه به طولانی شدن دوران دوستی میخواستم شما چی پیشنهاد میكنید برای انجام دادن.   تشكر
برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: آیا قصدش فریب است؟



برچسب ها: راه مقابله با طولانی شدن دوستی، بردن دوستی به سمت ازدواج، ازدواج با دوست پسر خارجی،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: علی ملک
بازدید : مرتبه
تاریخ : چهارشنبه ششم خرداد 1394
سلام خدمت شما،من سال آخر دبیرستانم در واقع من نیاز شدیدی چه از لحاظ عاطفی و چه از لحاظ جنسی به از دواج دارم،برای همین موضوع با خانواده ام صحبت كردم و قرار شد با ورود به دانشگاه برای من به خواستگاری بروند حال من از شما چند سوال از شما دارم
1-آیا این كار من در این وقت صحیح است؟
2-خانواده به من فردی را پیشنهاد داده ان كه دختری است كه با ملاك های من تناسب دارد اما مشكل اینجاست كه من از آن می ترسم كه ایشان به پختگی عاطفی نرسیده باشند،چون وقتی كه من به دانشگاه میرم سوم دبیرستان هستن
3-اگر فرضا به توافق رسیدیم چجوری تو دانشگاه دلم یه جایه دیگه گیر نكنه
4-من كه خدمت سربازی نرفتم باید چیكاركنم؟
5-اگه برم یه دانشگاه تو یه شهر دیگه مشكلی برای طرف من پیش نمیاد؟
برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: شاید هنوز به پختگی نرسیده باشد



برچسب ها: ازدواج در سن دبیرستان، ازدواج با ورد به دانشگاه، ازدواج دانشچویی،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: علی ملک
بازدید : مرتبه
تاریخ : سه شنبه پنجم خرداد 1394
سلام من هشت ساله متاهلم . همسرم از لحاظ اخلاقی مشکل دارد . مدام در حال دعواست (قابل توجهه که لیسانسه هم هستند) تو خیابان خدا نکنه یکی بوق بزنه بهش تا پیاده نشه و کتک کاری و فحش نده ول نمیکنه تو خونه باید همیشه دست به عصا راه برم چیزی نگم که خشمگین بشه والا شروع می کنه به فحش دادن و... در ضمن همیشه اخم داره خیلی باهاش حرف زدم که اخم نکنه باورتان نمیشه که حتی یه چایی واسه خودش نمیریزه همش باید من این کار را بکنم براش همیشه اخم داره فحش زیاد میده پرخاشگره... حتی با فرزند کوچکم هم پرخاشگری می کنه مثلا اگر بچه به گوشیش دست بزند.نمیتونم زندگیمو کنترل کنم . این یکطرف قضیه است از بس بداخلاقه و آداب معاشرت بلد نیست روم نمیشه به دیگران معرفیش کنم بگم شوهرمه . بارها براش نامه نوشتم کتاب خریدم که بخونه ولی حتی حاضر نیست که یه کم مطالعه کنه درباره زندگی چیز یاد بگیره . هر وقت میام درباره موضوعی صحبت کنم میگه هیچی نگو حوصله ندارم . بخدا تو خونه عین پادشاه امر میکنه و من و پسرم اطاعت. درکش خیلی پایینه بهش درباره تربیت فرزند هشدار میدم بی توجهه همش میخوام طلاق بگیرم از اینده پسرم می ترسم که طلاق بگیرم ... میترسم بچه م هم به پدرش بره. در ضمن من با خانواده همسرم توی یک خونه زندگی میکنم یکی از دلایلی که نتونستم شوهرمو اصلاح کنم بخاطر طرفداری غیر منطقی مادر شوهرم از کارای پسرشه . ما با همه همسایه ها بد شدیم چون شوهرم با همه مردای همسایه دعوا کرده . خیلی هم بی فرهنگ است نه اداب معاشرت بلده نه لباس پوشیدن... تازه یه چیز دیگه اصلا نمیذاره با کسی رفت و آمد کنم به جز مادر پدرو خواهر اونم در حدی که بای خونه مادرم اونا را ببینم... بگید چکار کنم از دست این موجود
برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: روش اصلاح شوهر بد اخلاق



برچسب ها: شوهری که دست بزن دارد، مردی که با یک بوق دعوا راه می انداز، شوهر عصبی،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: علی ملک
بازدید : مرتبه
تاریخ : شنبه دوم خرداد 1394
سلام من 25 سالمه.یک دختر طلبه خواهرم به من معرفی کرده وملاک هاشو گفته.در بیشتر افکار با هم برابریم ولی چندتا نکته است :
1-من قبلا شکست عشقی خوردم و با گذشت 4سال هنوز بیادش درد میکشم. میترسم بعد ازدواجم ذهنو روحم بیشتر با گذشته درگیرشه.
2-من از نظر مذهبی البته از نظر عمل ضعیفم ولی هدفم از ازدواج تغییر ورفتن بسوس خداست ولی با این حال فکر میکنم میبینم خیلی سخته دودل میشم.
3-دختره با گرفتن جشن عروسی مخالفه و میگه نمیخوام باعث گناه دیگران شم ولی خانواده من مخالفن فقط با همین بحث.
4-من میترسم بعد ازدواج از نظر جنسی یا چیزاییی که من میخوام:خوش حرفی وگرم مزاج و...نباشه .میخوام بدونم مسشه کاریش کرد یا نرم خواستگارش؟
برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: می ترسم خوش صحبت نباشد!



برچسب ها: ازدواج با دختر طلبه، چطوری میشه یه طلبه رو شناخت، چطوری میشه فهمید یه دختر طلبه برای ازدواج مناسبه یا نه،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: علی ملک
بازدید : مرتبه
تاریخ : جمعه یکم خرداد 1394
 من دختری 30ساله ام که تقریبا 4 ساله با پسری که 5 سال ازم کوچکتره در ارتباطم.من در شمال کشور و ایشون در جنوب زندگی میکنند.البته خانواده هامون در جریان این ارتباط هستند هرچند من زیاد در مورد ایشون باخاوادم صحبت نمیکنم اما خاواه ایشون در جریان ریز اتباط ما هستند و من حتی با اعضای خانوادشون (مامان.برادر.دایی و....)گاهی زنگ میزنم و احوال پرسی میکنم.به طور کلی تمام اقوام نزدیک ایشون میدونند که این آقا قراره بامن ازدواج کنه.  من از ابتدا شرایط ایشون رو پذیرفتم و از لحاظ تفاوت سن و تحصیلات مشکلی ت حالا نداشتیم حتی یک مورد.از اول قرار شد که این آقا خیلی زود با خانواده برای خواستگاری اقدام کنند اما با گذشت چندسال این اتفاق نیوفتاده علت هم اینه که این آقا کار ثابتی ندارند هرچند ماه نمیدونم به چ دلیلی کارشونو عوض میکنند و همون پولی رو هم که کارمینند خرج خانوادشون میکنند و پدرشون گفته تا کار ثابتی نداشته باشی من برات زن نمیگیرم.حالا مشکل از جایی شروع شد که این آقا میخواد برای ککار به شهرما بیاد .من میدونم که این آدم توی این شهر دووم نمیاره و چون پسر ارشد هم هست خانوادش شدیدا بهش وابسته اند.اما مامانش میگه اگه بیاد اونجا خیالم رراحته بعلاوه مجبوره کار کنه پولاشو پس انداز کن تا بتونید ازدواج کنید!!!!!!
حالا ایناش به کنار خودش گفته در صورتی میام که یک خونه بگیریم و تو بیای بامن زندگی کنی(ازدواج موقت)!!!!!!من قبول نکردم چون قبل از آشنایی بامن دوست دختر فراوون!!!!!داشته و الان به قول خودش آدم شده.از طرفی میگه شاید شرایط ازدواجمون هیچوقت جور نشه فکر اینجاشم بکن و این یعنی کشششک!
نمیدونم باید چکارکنم چون از طرفی این مدت خواستگارمناسبی نداشتم و میترسم ایشونو از دست بدم ازطرفی داشته باشم هم تاتکلیفم معلوم نشه ازدواج نمیکنم.بهم میگه تو فقط منو واسه ازدواج میخوای و اگه واقعادوسم داری اینکارو میکنی منم گگفتم من قربانی هوسبازیات نمیشم.الان 10 روزه قهریم/هم لجبازه هم خودخواه هم مغرور.اخلاقشم که زیر صفر!!!!(نمیدونم عاشق چی این آدم شدم!)
آیا کنارش بمونم و کاراشو تایید کنم؟واقعا نمیدونم اگه به خواستش تن بدو بامن ازدواج میکنه یانه؟البته ذاتش پاکه و آدم نامردی نیست اما میترسم ازین زمونه. واین که دیگه ممثه قبل از آینده حرف نمیزنه.میخواد از همه چیزم بگذرو اما خودش هیچ اقدامی نکنه.لطفا راهنماییم کنید.ممنون
برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: انتظاری که پایان نخواهد داشت



برچسب ها: ازدواج دختر 30 ساله با پسر 25 ساله، تاقچه بالا گذاشتن پسر برای دختران سن بالا، گول خودن دختران سن بالا، مخ زنی دختران سن بالا،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: علی ملک
بازدید : مرتبه
تاریخ : پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1394
با سلام و خسته نباشید.تقریبا یک سال میشود که دختر خانومی را دیده ام و به نظرم مورد مناسبی میان و خانواده دختر خانوم هم اطلاع دارند ولی خانوادشون مخالفن که به خود دختر خانوم بگن.میگن که الآن زوده و بعد از کنکور بیاید.الان از طرف من هیچ مشکلی وجود نداره نه شغل و نه سربازی.من هم الآن بر سر دوراهی گیر کرده ام که آیا دختر خانوم بعد از یکسال دیگر جوابش مثبت است یا منفی.الان هم پدره من با پدر ایشون تقریبا میشه گفت یک رابطه دوستی پیدا کرده اند ولی خب چون خوده دختر خانوم نمیدونند این منو اذیت میکنه.
برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: ایا جواب مثبت خواهد بود؟



برچسب ها: به خاطر کنکور جواب نمیدن، منتظرم کنکورش تموم بشه، یعنی یه سال صبر کنم،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: علی ملک
آخرین مطالب
(تعداد کل صفحات:585)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]   [...]