مرتبه
تاریخ : یکشنبه بیست و سوم آذر 1393
سلام,من یدختره ۲۲ساله ام ,توی دانشگاه یکی از همکلاسیام بهم پیشنهاد ازدواج داد,من تا یکسال پیشنهادش رو قبول نکردم ولی بعد قبول کردم ک باهم حرف بزنیم یمدت باهم بودیم و چندباریهم بیرون رفتیم,من کاملا راضی شدم برای ازدواج وراجبه همه چی باهم حرف زده بودیم و قرار شد بیان برای خواستگاری اما یدفعه من دچار تردید شدم و فکرای منفی اومد توسرم یه هفته با پیامک باهم بحث کردیم ولی به نتیجه نرسیدیم قرارشد یروز بریم بیرون و حرف بزنیم ولی قبل از اینکه اونروز برسه من عجله کردم و زد بسرم و رفتم بدون هیچ حرف و منطقی بهش گفتم ک نمیخوامت و اونم خیلی ناراحت و عصبانی شد و گفت باشه و خداحافظی کردیم تاچندروز خبری ازش نبود تااینکه نتو نستم تحمل کنم و بهش پیام دادم ک برگرد اما گفت نمیتونم و رفتم خواستگاری و دارم ازدواج میکنم علت اصلیه جواب رد دادن من این بود ک اون با نظام مشکل داشت البته بهم قول داده بود ک توهین نکنه منم راضی شدم ولی نمیدونم چم شد ک یهو عوض شدم و زدم زیرقول و قرارمون و گفتم نه,حالا از اینکه روی حرفم نموندم وشاید فکر کردم راهش غلطه عذاب وجدان دارمو از اینکه پیشم نیست خیلی دلم براش تنگ شده و افسرده شدم مخصوصا ک شرایط زندگیم خیلی خوب نیست و تو خونمون بین خانوادم همیشه دعواست و اینکه من بیماری ام اس دارم خیلی خواستگار ندارم واین تنهایی مخصوصا بعداز رفتن این خواستگارم خیلی برام سخته ونگران دنیا و اخرتم هستم حتی فکر خودکشی هم افتاده تو سرم لطفا بهم کمک کنید و برام دعاکنید ممنون

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید:  عذاب وجدان بعد از رد خواستگار






برچسب ها: خواستگاری، رابطه قبل از ازدواج، دوستی قبل از ازدواج، تفاوت عقیده در ازدواج، ازدواج با فرد ام اس دار،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: محمد هاشم توفیقی
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic