مرتبه
تاریخ : چهارشنبه نوزدهم فروردین 1394

باسلام

دختری 27ساله هستم که در حدود سه سال قبل با اقایی اشنا شدم یعنی ایشان ازهمان اول خواستگاری کردند ولی چون زیادشنیده بودم که نباید به پسرهااعتمادکرد حدودچهارماه بی محلی کردم بعدازچهارماه به خاطراصرارهای اقاپسر از ایشان خواستم اگر واقعا قصد ازدواج دارندباخانواده اقدام کنند همان شب مادرشان تماس گرفتند ولی من حرف نزدم دراین مدت باز بی اعتمادبودم وازخودایشان خواستم پدرم راببینند وجریان رابگویند ایشان همین کارکردند وتوضیح داده بودندکه مشکل دارند ودر حال حاضر نمیتوانند برای ازدواج اقدام کنند و زمان خواسته بودندتاشرایط مهیا شود پدرم بعددیدن ایشان اصلا اشاره ای به اینکه پسربدی هستند ووونکردند گفتند پسرکاری هست و بالباس کار امده بود وازایشان راضی بود گذشت  لازم به ذکراست که مادرشان بامادرم صحبت کردند وجریان اینکه پسرشان خواستگاری جدی من هست را گفتند

گذشت و نتوانست شرایط خودرابرای خواستگاری مهیا کند ولی ...

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: ورود پسر ممنوع




برچسب ها: خواستگار نیمه کاره، نتونست شرایط ازدواج رو فراهم کنه، با پدر و مادرم صحبت کرد، خواستگاری،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: امین
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات