مرتبه
تاریخ : پنجشنبه پانزدهم مرداد 1394
سلام من دختری ۲۴ ساله هستم حدود ۵ ماه پیش با پسری از طریق خانواده ها آشنا شدیم اوایلش خیلی خوب بود تا خاستگاری رسمی هم اومدن همه چیز داشت خوب پیش می رفت که یه دفعه جواب منو دیگه ندادن بی دلیل فقط قبلش میگفت با خودم درگیر هستم و....بهم وقت بده منم بهش گفتم چون دوست دارم باشه صبر میکنم ولی بعد دو هفته کلا تموم کرد هم خودش هم از طریق خانوادش به من خیلی سخت گذشت تحملش سخت بود برام بعد از چند روز چند بار بهش پیام دادم عکسمو بهم بده و بیا کادوهاتم بگیر به هر دلیلی بهونه در آورد موقینم مساعد نیست نیستم و از این جور چیزها منم فکر کردم نمیخواد همو ببینیم داره بهونه در می آره آژانس گرفتم وسائلش براش فرستادم بعد بهم پیام داد نگه داشتن وسایل اینقدر سخت بود نمیتونستی صبر کنی خودم بیام ازت بگیرم تموم دلخوشیم به این بود به بهانه اینا برگردم و.....تازه منم متهم میکنه که چرا نگفتی بیا باهم حرف بزنیم که دردت چیه ؟آخه وقتی خودش رابطه رو تموم میکنه و میگه بیخیال من شو حتی از طرف خانوادش اونوقت من بهش بگم بیا همدیگرو ببینیم حرف بزنیم ؟؟؟؟
نمیدونم این حرفاش از سر مظلوم نمایی یا واقعا فهمیده اشتباه کرده یا من اشتباه کردم نمیدونم چیکار کنم باهش ادامه بدم یا نه میگه با خودم درگیرم تو باید کمکم کنی نمیدونم چه حسی دارم از این جور حرفا ولی هر چقدر هم میپرسم مشکل و دردش و درست بهم نمیگه نمیتونم بفهمم چشه که بخوام کمکش کنم یانه
لطفا کمکم کنید چیکار کنم.

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید:  نمی دونم مشکلش چیه تا حلش کنم




برچسب ها: خواستگاری، خواستگار فراری، مشاوره ازدواج،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: محمد هاشم توفیقی
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات