مشاور ازدواج و خانواده - مطالب آبان 1395
بازدید : مرتبه
تاریخ : پنجشنبه ششم آبان 1395
با سلام من شش ماه عقدم.تو این مدت متوجه شدم که همسر گاهی با خودش حرف میزنه که این کار وقتی حمام هست یا دستشویی یا تو اتاق تنهاست بیشتر میشه وقتی که ذهنش درگیر باشه تشدید میشه ولی معمولا جلوی من و یا کسی باشه که ببینتش اینجوری نیست ولی من گاهی دیدم اینو و یا قبل از اومدن تو اتاق شنیدم. مشکل بعدی اینه که من و همسرم تو این مدت رابطه داشتیم ولی دخول نه ولی همسرم تحریک میشه خیلی زود هم تحریک میشه ولی انزال من تو این مدت ندیدم حتی یه بار هم انزال ندیدم. آیا این مشکل هست یا اینکه باید صبر کنم بعد از عروسی ه ببینیم چی میشه؟ ممنون میشم به این دوتا سوال من پاسخ بدین ممنونم
برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: همسرم گاهی با خودش حرف می زند



برچسب ها: خودگفتاری همسر، درمان خودگفتاری،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: تقی زاده
بازدید : مرتبه
تاریخ : چهارشنبه پنجم آبان 1395

با سلام بیست روز میباشد که نامزد کرده ام اما قبلا با نامزدم 2سال در ارتباط بوده ام  همیشه در این مدت سر هربحثی جبهه میگیره و منو مقصر میکند و هرزمانی بحثی میشود منتظر می ماند من با او اشتی و معذرت خواهی کنم گاهی اوقات این برای من معضل است و نمیتوانم هردفعه بخاطر سرد نشدن رابطمون من معذرت خواهی یا به نوعی با او صحبت کنم.اکثر اوقات من بیشقدم میشوم و او معذرت خواهی نمیکنم من همیشه دیده ام مرد از زن معذرت خواهی میکند ولی برای من برعکس است و اصلا به این خواسته ی من توجه نمیکند و من حسرت میخورم که چرت اطرافیان چنین نیست و برای من اینگونه است در ضمن او مغرور است ولی من دوستش دارم و تو این 2 سال تنها یروز با او قهر کرده ام ولی در نهایت خودم بیشقدم شده ام اگه با او قهرباشم....
برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: چرا من همیشه پیش قدم باشم




برچسب ها: دعوا در زندگی، دعوا نمک زندگی، پیش قدمی در عذرخواهی، بخشیدن همسر، بخشش در زندگی،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: تقی زاده
بازدید : مرتبه
تاریخ : سه شنبه چهارم آبان 1395

با سلام من ٣٦ ساله هستم.دانشجوی دكتری معماری و كارمند قراردادی یه شركت دولتی.حقوقم در حد یه كارمند قراردادی هست و تا حقوق كارمندای رسمی فاصله داره.سالها هست كه میخوام ازدواج كنم ولی هر كس رو به خانواده معرفی میكردم یه عیبی روی حجابش ،خانواده اش،رفتارش،اعتقاداتش میذاشتن و مانع میشدن و اقدام نمیكردن و من هم به لحاظ شرائط فرهنگی جامعه مون نمی تونستم خودم به تنهایی برم و اقدام كنم،كسی من رو بی خانواده جدی نمی گرفت،خودشون هم قدمی بر نمی داشتن و در بهترین حالت به این و اون میسپردن .نمی دونم تجربه كردین یا نه،یه عده خانم هستن كه دختر معرفی میكنن و واسه خودشون معیارهایی دارن و اولینش این هست.....

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: به خاطر ریزش مو بهتر است قید ازدواج را بزنم



برچسب ها: موانع ازدواج، ریزش مو مانع ازدواج، ریزش مو و ترس از ازدواج،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: تقی زاده
بازدید : مرتبه
تاریخ : دوشنبه سوم آبان 1395
با سلام و وقت بخیر خدمت شما دختری ٢٨ساله و مجردم.مهندسی برق خوندم اما سال سوم دانشگاه به دلیل برخی مشکلات انصراف دادم. بعد از انصراف از دانشگاه فشار روحی زیادی از طرف خانواده داشتم و به همین دلیل اومدم تهران که کار کنم.باتوجه به علاقه ی زیادی که به کامپیوتر دارم , تونستم به وسیله ی کتاب و مطالعه ی زیاد و گذروندن دوره های مختلف , خیلی تو این زمینه پیشرفت کنم و به جاهای خوبی رسیدم.ناگفته نماند که زمان دانشگاه کامپیوتر تدریس هم میکردم .از نظر مذهبی و اعتقادی مقید و محجبه ام و همه ی تلاشم اینه که رعایت حلال و حروم رو بکنم.شهر خودمون که بودم سر یه کار معمولی میرفتم , اما به دلیل حقوق خیلی کمش دیگه نرفتم.....
برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: هیچ امیدی برای ادامه ی زندگی ندارم



برچسب ها: ناامیدی، نا امیدی در زندگی،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: تقی زاده
بازدید : مرتبه
تاریخ : شنبه یکم آبان 1395
سلام تو رو خدا کمکم کنید توی برزخ که نه تو جهنم گیر کردم،من دختری 21 ساله هستم از بچگی خاله م میگف منو واسه پسرش میخاد ولی من هم از خودش و خونواده ش و هم از پسرش اصلا خوشم نمیومد و اینکه ما تو شهر زندگی میکنیم و اونا تو روستا ولی پسرخاله م تو شهر دانشجو بود تو یه دوره ای من مشکلاتی داشتم و اون کمکمون میکرد و وقتی محبت و مهربونیشو دیدم وابراز علاقه کرد از طریق پیامک بعد منم چون تنها بودم و اون خیلی منو درک میکرد باهاش پیامکی ارتباط داشتم تا دو سه سال ولی مطمئن نبودم که دوسش دارم تو اون مدت من به پسرعمه ی دوستم علاقه داشتم و چون اون به من اهمیت نمیداد منم سعی کردم بهش فک نکنم.بعد دو سه سال یه خواستگار خوب برام اومد که همه ی شرایطش خوب بود و من که همیشه از خواستگار و ازدواج متنفربودم.....
برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید:  اصرار خاله بر بی علاقگیم غلبه کرد



برچسب ها: اصرار بر ازدواج، اصرار خانواده بر ازدواج، ازدواج برخلاف علاقه،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: تقی زاده