مرتبه
تاریخ : یکشنبه چهارم آبان 1393
سلام،دختری هستم 25ساله سه ماه پیش خواستگاری داشتم که چهار ماه از من کوچیکتر بود یه جلسه باهاش صحبت کردم در ظاهر پسر خوبی بود و هفتاد درصد ملاکای منو داشت اما چون قدشم یه کم ازم کوتاه تر،بود و چهر شم ب دلم ننشست ردش کردن بعد اون جلسه سه تا واسطه فرستادن تا شاید نظرم عوض بشه اما هر کاری کردم نتونستم خودمو راضی کنم الان پشیمونم به نظرتون بگم دوباره بیاد باهم حرف بزنیم،بابام خیلی موافق این ازدواجه از طرفی دوست صمیمی این اقا هم بهم گفته بهتر این ازدواج صورت نگیره چون این اقا ادم ناسازگاریه نمیدونم راست میگفت یانه لطفا کمکم کنین.

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: بعد از رد خواستگار پشیمون شدم





طبقه بندی: بزرگتر بودن دختر،  علاقه نداشتن به خواستگار،  کوتاهی قد، 
برچسب ها: خواستگاری، بهم زدن ازدواج،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: محمد هاشم توفیقی
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه سی ام مهر 1393

سلام دوستای گلم
من پسر 20 ساله دانشجو رشته مهندسی هستم دوماه دیگه 21 میشم از شروع ترم جدید یه دختر خانومی رو دیدم که به شدت ذهنمو مشغول کرده نمیدونم چی شده هر روز از خواب که بیدار میشم به فکر اینم تا شب از نظر ظاهری اینکه محجبه هس (معمولی) .فک میکنم هم رشته هستیم دقیق نمیدونم فقط صحبت کردن با دوستاشو دیدم.هیچ حرفی باش نزدم.فقط منو دیده بااین شرایطی که داره به خودم میگم برم خواستگاریش.فک میکنم از من یک سال بزرگتره مطمئن نیستم.ولی نمیدونم چکارکنم.اصلا الان برا ازدواج زود نیس؟بامادرم خیلی صمیمی هستم با پدر هم رابطه خوبی دارم ولی اصلا روم نمیشه این موضوعو بشون بگم خیلی خجالت میکشم خیلی!.ازطرفی نه کاردارم نه درامد ولی سطح مالی خانواده معمولیه.فکرش داره دیونم میکنه.خیلی دوستش دارم.یه روز بخاطراینکه فقط ببینمش ازصبح تا غروب دانشگاه بودم کلاسم نداشتم فقط بخاطر اون............ببخشید طولانی شد.....عزیزان لطفا راهنماییم کنید....خیلی ممنون

 

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: به خاطر وی از صبح تا غروب تو دانشگاه موندم




طبقه بندی: بزرگتر بودن دختر،  بحث و گفتگو : خواستگاری، 
برچسب ها: خواستگاری، عاشق شدن، ازدواج،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: محمد هاشم توفیقی
مرتبه
تاریخ : دوشنبه بیست و هشتم مهر 1393
سلام دختری 28 ساله ام. چند تا خواستگار عجیب و غریب دارم و خیلی نگران خودمم. از این جهت عجیب و غریب هستند که این خواستگارها خانوادگی دنبال من راه میفتند و به هرجا که می رم حضور دارند و هستند. نمی دانم چرا به جای آمدن به خانه و شروع رسم و رسومات توی خیابان و بیابان پشت سر من راه میفتند و واقعا نمی دونم چرا همچین کاری می کنند . خودم هم خجالت می کشم دلیلش را بپرسم. به خدا داره ازشون بدم میاد و حالم کم کم داره به هم می خوره از دست این کارشون و خودشون... خواستگاری اومدنشون دیگه برام اهمیتی نداره فقط خیلی عصبانی ام از دستشون و هی می گم خدا لعنت شون کنه که با آبروی من بازی می کنند چون توی محله کوچک و کم فرهنگ و کم ظرفیت زندکی می کنیم که زن و مردهاش 24ساعته در حال غیبت هستند و تهمت زدن. الان خیلی وقته دیگه نمی تونم بیرون از خونه دربیام و دوست هم ندارم چون احساس بدی بهم دست می ده. با خودم می گم اصلا شاید قصدشون خواستگاری نیست و مرض دارند اینها. انقدر ناراحت و عصبانی ام که حاضرم نفری یک سیلی بزنم در گوششون. مادرشون می نشینند روبروی منزل ما اونطرف خیابان و جلوی همه رهگذرها و عابران زل می زنند به در خونه مون ... چرا اخه؟؟؟

برای دیدن متن کامل اینجا کلیک کنید: خواستگارهایی که در خیابان تعقیبم می کنند!




طبقه بندی: بحث و گفتگو : خواستگاری، 
برچسب ها: خواستگاری، خواستگاری خیابانی، خواستگارهای عجیب،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: محمد هاشم توفیقی
مرتبه
تاریخ : یکشنبه بیست و هفتم مهر 1393
سلام دوستان
یک ماه پیش یک نفر به من پیشنهاد آشنایی داد، هر دوی ما مذهبی هستیم. ایشون دندانپزشک هستند و موقعیت اجتماعی خوبی دارند، من هم دانشجوی ارشد حقوق هستم. من هم به این آقا علاقه مند شدم اما به خاطر حیا علاقه ام را اصلا بروز نمی دهم. الان که کار جدی شده و با خانواده اومدن منزل ما ،ایشون مدام از من می پرسه منو دوست داری؟ عاشقم هستی؟ ... خودش منو خیلی دوست داره ولی کلامی ابراز احساسات نمی کنه. به نظرتون علت اینکه مدام این سوالو ازم می پرسه واسه چیه؟ و اینکه چطور بصورت غیرزبانی بهش نشون بدم دوستش دارم؟ به نظرتون چی بهش بگم وقتی خودش زبانی ابراز احساساتشو بیان نمیکنه؟ ممنونم

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: بگو که عاشقمی!




طبقه بندی: عشق قبل ازدواج،  شک به علاقه همسر،  بحث و گفتگو : خواستگاری، 
برچسب ها: خواستگاری، عشق قبل از ازدواج،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: محمد هاشم توفیقی
با سلام و عرض ادب و احترام
یه موردی هست که میخواستم شما کمکم کنید. من شاغل هستم در یه شرکت  که پسری ۳۰ساله راننده سرویس اونجا است ایشون دیپلم هستن و من فوق لیسانس.اما موردی که هست اینه به جهت راننده بودن در این مورد احتیاط میکنم و یه مسیله دیگه اینکه به دخترای بیرون زیاد نگاه میکنه همین مورده باعث میشه نتونم اعتماد کنم اما خوبیهایی هم داره اروم؛مودب؛خوش اخلاق؛دست و دلباز؛از لحاظ اقتصادی وضعشون خوبه خونه؛ماشین؛درامد خوب ولی من پولشون برام مهم نیست فقط فک میکنم از لحاظ فکری و اعتقادی فاصله داریم چون تو سرویس با بعضی از خانما راحت برخورد میکنه البته اون خانما هم یکم رعایت نمیکنن و اینکه میخوان که اول دوست بشن بعد ازدواج که من قبول نکردم ولی مطمننم قصدشون ازدواجه در مورد خونوادشون و خودشون همه چی گفتن  یعنی هردو از همدیگه یه اشنایی مختصر داریم ولی من تمایل از طریق خانواده اقدام کنن ولی ایشون فعلا نه!میخواستم بدونم این مواردی که گفتم این فرد مناسب ازدواج هست یا نه اگر اقدام کردن من با ایشون مشکل پیدا میکنم بخاطر شغل و تحصیلات و برخورد راحت با خانما؟البته خانواده من میگن ادم خوبی نیست لطفا راهنمایی بفرمایید  خیلی ممنون

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: خوش و بش با خانمها در سرویس!




طبقه بندی: بحث و گفتگو : خواستگاری،  بحث و گفتگو : پیدا کردن همسر مناسب، 
برچسب ها: ازدواج، خواستگاری،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: محمد هاشم توفیقی
(تعداد کل صفحات:17)      [...]   [7]   [8]   [9]   [10]   [11]   [12]   [13]   [...]  

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic