مرتبه
تاریخ : پنجشنبه بیست و چهارم مهر 1393

دختری هستم 29 ساله
حدودا 1 ماه پیش خواستگاری برایم امد با شرایط کاری متفاوت
جلسه خواستگاری بدون هیچ موردی تمام شد و دوروز بعد از جلسه خانواده این اقا از طریق واسطه از ما خواستن که شماره همراه من رو بگیرن تا یه مدت با هم اشنا بشیم از ظرفی چون پدر من 3 روز بعد از خواستگاری عازم سفر بودن و تا به امروز هم هنوز نیامدن پدر بر خلاف میل باطنی من گفتن مشکلی نداره تو این مدت با هم حرف بزنید تا بیشتر اشنا بشین
من از روز اول به مادرم گفتم من دوست ندارم تلفنی حرف هام رو بزنم باید حضورا باشه تو اولین تماس از جانب اقا پسر این رو هم گفتم من اصلا اعتقادی به اشنای از طریق تلفن ندارم

تو این مدت این اقا صد جور از کارش حرف زده و عین صد جور هم من به مادرم گفتم که بعدا نگن چراحرف نزدی چیزی نگفتی به ما
این اقا کمی تند خو هستن و همش هم میگه من به خاطر تنش و استرسی که تو کارم دار اخلاقم تنده و تو این مدت هیچ وقت به خاطر بد اخلاقیشون از من عذر خواهی نکردن حتی وقتی ...

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: خواستگاری که فقط استطاعت جنسی دارد و...




برچسب ها: خواستگاری، شغل خواستگار، سخت بودن شغل خواستگار، بد اخلاق بودن خواستگار،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: امین
مرتبه
تاریخ : دوشنبه چهاردهم مهر 1393
دختری 21 ساله هستم،تک دختر خانواده و فقط یک برادر دارم مادر و پدرم دختر عمه و پسر دایی هستند از بچگی رفت و آمد زیادی خونه خالم داشتم خالم زن مهربان و اعتقادی و منطقی هست رفتاراش به دلم میشست و بیشتر چیزهارو بجا اینکه از مادم یاد بگیرم از او می آموختم،بچه های خالم همه خوب بودن از بچگی حس خاصی به پسرخاله ام داشتم چون پسری آرام باخدا مهربان و بامعرفت و سالم بود،مادرم از بچگی تویی گوشم میخواند که حتی جنازه ی من هم روی دوش فامیل نمیگذارد
وقتی بیست ساله شدم سعی کردن برای پسرخاله ام زن بگیرند و من داغون شدم اما تلاشهای آنها بی نتیجه بود و هیچ کیسی را قبول نمیکرد تا آخر متوجه شدن که مرا میخواهد و خاله ام با من صحبت کرد و از من خواست برای مدتی صحبت کنیم تا مطمئن شویم معیارهای مشترک داریم و بی گدار به آب نزنیم تا بزودی به خواستگاری بیایند من قبول کردم ،با شروع رابطه روز به روز اطمینانم نسبت به قبل بیشتر میشد و مشتاق تر برای ازدواج با او،تا زمان خواستگاری فرا رسید اما برخورد مادرم همه ی مارو متعجب کرد او خواهرش را از خونه انداخت بیرون و فقط میگفت:من به فامیل دختر نمیدم من خودم کم سختی نکشیدم که تو بکشی ما وضع مالی متوسطی دارم اونا هم همینطور او کار درست حسابی ندارد حرمت خالم شکسته شد دلم شکسته شد مادرم اجازه نمیداد من حرف بزنم فقط داد و بیداد حتی به پدرم هم اجازه نداد که نظر خود را بیان کند چونک راضی بود میگفت چون من میگم نه همه باید دهنتون بسته شه،اما ما همدیگرو دوست داریم هم کف همیم اختلاف خاصی نداشتیم نمیگم اون کامل نه مثل همه ی آدما عیبهایی دارد اما برای من بهترین گزینه ست،دوبار دیگر خواستگاری اومدن بازم بی فایده ،پا در میانی بقیه اعضای فامیلم افاقه نکرد،الان یکسال با هم ارتباط داریم روز به روز سمت گناه میریم اما هروقت حرف ازدواج را میزنم مادرم میگوید که ما که ازذواج کردیم به کجا رسیدیم برو کار کن پول جمع کن آخ مگه من ماشینم مگه احساس ندارم نیاز ندارم روز به روز اوضاع بدتر میشه خسته شدم راهنماییم کنید ترو خدا....

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: مادرم، خاله را از خونه انداخت بیرون!



طبقه بندی: بحث و گفتگو : موانع ازدواج، 
برچسب ها: مخالفت مادر، ازدواج فامیلی، پسردایی، خواستگاری،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: عقیل مصطفوی مجد
مرتبه
تاریخ : یکشنبه بیست و سوم شهریور 1393
سلام آیدا هستم و ۲۰سالمه. حدودا ۱/۵سالی میشد که با یه آقاپسری ارتباط داشتم البته نه از این رابطه هایی ک الان مد شده چون فعلا شرایط ازدواج نداشتیم واسه خودمون تصمیم گرفته بودیم تا ی مدت فقط از هم باخبر باشیم تا زمان ازدواج....ولی بابام متوجه این رابطه شد و منم همه چیو بهش گفتم اونم رفت ته توی پسره رو درآورد و من فهمیدم که این آقا شرایط خودشو خونوادشوبالاتر از سطح واقعیش بهم گفته و بابامم کاملامخالفه میگه سطحشون پایینه و از این حرفا منم با این که اینارو قبول دارم ولی نمیتونم تصمیم بگیرم ک ولش کنم یا پای احساسم بمونم؟؟از طرفی دیگه همه ش فکر میکنم تموم مدت داشته بهم دروغ میگفته!



برچسب ها: خواستگاری، رابطه قبل از ازدواج، مخالفت پدر،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: امین
مرتبه
تاریخ : یکشنبه شانزدهم شهریور 1393
من سر یه 2 راهی بد گیر کردم.من الان 1سال و 3ماه هست عقد کردم.از خواستگاری تا عقدم 20 روز طول کشید شوهرمم قبلا نمیشناختم نمیدونم چرا انقدر سریع بله رو دادم و عقد کردم.محل زندگیمون 1شهر نیست.من اولاش سعی کردم دوستش داشته باشم خیلی هم تلاش کردم اما خیلی اخلاقامون متفاوته من شیطون و پر تحرک شوهرم اروم تو خودش.خیلی سعی کردم خوش باشم و خوشحال ولی هر روز بحثامون بیشتر میشه.مثلا 1 ماه باهم قهر میکنیم بدون کوچکترین تماسی.پسر خوبی هست ولی هر سری که من اومدم دوستش داشته باشم یه دعوا بزرگی شد.الان دوستش که ندارم هیچ خیلی هم نسبت به این زندگی و شوهرم و خانوادش سرد شدم.به قدری که جوابای پیاماشم اگه میتونستم نمیدادم.شوهرم ادمئ عصبی هست من تو این یک سال اصلا نتونستم بهش نزدیک شم یاباهاش احساس راحتی کنم.احساس میکنم کیلومترها بینمون فاصله هست.دیگه خسته شدم الکی نشون بدم خوشمو خیلی خوش بختم.چندماه دارم به جدایی فکر میکنم ولی مامانم میگه ازدواج کنی این تنفر از بین میره و دوستش میداری.حالا من سر این 2راهی موندم اگه ازدواج کنمو این علاقه به وجود نیادو این بحثا ادامه پیدا کنه چی؟یا اینکه جدا شم بعد پشیمون بشم بخاطر مسائلی که واسه دختری که طلاق گرفته پیش میاد.چکار کنم؟

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید.



طبقه بندی: بحث و گفتگو : مشاوره خانواده، 
برچسب ها: خواستگاری، شوهر، قهر، روابط سرد با همسر، جدایی، تنفر، علاقه،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: عقیل مصطفوی مجد
مرتبه
تاریخ : دوشنبه دهم شهریور 1393
باپسری 2سال در ارتباط بودم که خیلی به سختی پیامک میزد و میگف کاردارم ونمیرسم پیامک بدم. اصلا تلفنی حرف نمیزد. نمیومد همو ببینیم و هربارهم میگف فلان موقع میام خواستگاری که نمیومد.البته میگه افسردگی دارم و خیلی ابراز علاقه میکرد ومنم باورش داشتم.مشکلاتی هم داشت توزندگیش.
حالامن باهاش کات کردم تا کمی بخودش بیاد وگفتم اگه منو میخای بیا خواستگاریم.ولی فقط بعداین چن بار پیامک داد و دراین پیامک ها فقط میگف امیدوارم خوشبخت بشی و نمیگف بیا برگرد.که منم بهش گفتم دیگه پیامک نده و دیگه ازش خبری نیس
خیلی دلم براش تنگ شده.خیلی حالم بده
چیکارکنم؟همش میخام بهش پیامک بدم ولی میترسم

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید.



طبقه بندی: بحث و گفتگو : رابطه دختر و پسر، 
برچسب ها: قطع ارتباط، رابطه دختر و پسری، خواستگاری، ابراز علاقه، دلتنگی، مشاوره،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: عقیل مصطفوی مجد
(تعداد کل صفحات:17)      [...]   [8]   [9]   [10]   [11]   [12]   [13]   [14]   [...]  

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic